تبلیغات
مردان خدا
 
 


<-BlogDescription->

مضمضه و غرغره آب در حال روزه
(بسم الله الرحمن الرحیم)
مجموعه احکام روزه، برگرفته از استفتائات آیت‌الله خامنه‌ای؛ 
 
فرو رفتن غذاى باقى مانده بین دندانها 
 
سوال: در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندان هایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقى مانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خود به خود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟ 
 
جواب: اگر علم به وجود باقى مانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نیست. 
 
خلال کردن دندان 
 
سوال: خلال کردن دندان بعد از خوردن غذا براى کسى که فردایش قصد گرفتن روزه را دارد، چه حکمى دارد؟ 
 
جواب: خلال کردن بعد از غذا براى کسى که قصد روزه دارد واجب نیست حتى اگر احتمال دهد که خلال نکردن موجب داخل شدن غذاى لابلاى دندانها به حلق مى شود؛ و اگر بعد از آن سهواً هم غذا داخل حلق شد، روزه اش باطل نمى شود؛ بله اگر یقین داشته باشد که ترک آن باعث داخل شدن غذا به حلق مى شود واجب است خلال کند و اگر نکرد، با فرض داخل شدن غذا به حلق بلکه مطلقاً (بنا بر احتیاط واجب) روزه اش باطل مى شود. 
 
مسواک با خمیر دندان 
 
سوال: آیا مسواک کردن با خمیر دندان، در حال روزه اشکال دارد؟ 
 
جواب: اشکال ندارد؛ ولى باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیرى شود. 
 
استفاده از نخ دندان 

سوال: حکم استفاده از نخ دندان که فلوراید و طعم نعنا دارد در حال روزه چیست؟ 
جواب: اگر آب دهان را فرو نبرد، اشکال ندارد. 
 
جویدن آدامس و مکیدن کندر 
سوال: جویدن آدامس و مکیدن کندر براى روزه دار چه حکمى دارد؟ 
 
جواب: اگر چیزى وارد حلق نمى شود مانعى ندارد، ولى مکیدن کُندر روزه را باطل می کند. 
 
ضرورت نوشیدن آب براى خلبان و مهماندار روزه دار 

سوال: اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانى در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما براى حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفّاره و قضاى روزه بر آنها واجب مى شود؟ 
 
جواب: اگر روزه براى آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضاى آن را به جا آورند و در این حالت کفّاره بر آنها واجب نیست. 
 
مضمضه و غرغره آب در حال روزه 

سوال: اگر روزه دار آب را به قصد رفع عطش در دهان گردانده و بیرون بریزد به طورى که هیچ مقدارى از آب پایین نرود چه حکمى دارد؟ 
 
جواب: در فرض سؤال اشکال ندارد. 
سوال: آیا بعد از مضمضه کردن ـ چه براى وضو و چه غیرآن ـ در حال روزه ماه رمضان واجب است روزه دار سه مرتبه آب دهانش را بیرون بریزد؟ 
 
جواب: چنین کارى واجب نیست. آنچه واجب است خارج کردن آب از دهان است و اگر یقین پیدا کرده که آب خارج شده چیز دیگرى بر او واجب نیست. 
 
 
  • شبستان


::
:: برچسب‌ها: رمضان , روزه , مضمضه و غرغره آب ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
عکس/شهادت دوبرادر در آغوش هم +18
(بسم الله الرحمن الرحیم)
در حمله موشکی شبانه رژیم صهیونیستی به غزه،دو برادر خردسال فلسطینی در آغوش یکدیگر به شهادت رسیدند.
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/4/19/647084_501.jpg

  • مشرق


::
:: برچسب‌ها: غزه , حملع موشکی به غزه ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
ازلی و ابدی بودن خداوند متعال چگونه اثبات می شود؟!
(بسم الله الرحمن الرحیم)
از جـمـله صـفـات ذاتی خداوند، «ازلیّت» و «ابدیّت» است. این دو صفت به معنای آن اسـت کـه وجـود خـداوند، نه آغازی دارد و نه پایانی. گاهی این دو صفت را تحت عنوان «سرمدی» نیز ذکر می کنند. او هم«اوّل» است و هم «آخر».

 

قرآن کریم در این باره می فرماید: «هُوَ الاْوَّلُ وَالاّْخِرُ وَ الظّاهِرُ وَالْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ؛ اول و آخر و پیدا و پنهان، اوست و او به هر چیز داناست.»( حدید، 3)

 

امیر مؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای می فرماید: «اوّلیتش را ابتدایی، و ازلیّتش را پایانی نیست. او اوّل بی آغاز، و باقی بی آخر است.»[1]

 

از امـام صـادق علیه السلام نیز دربـاره مـعـنـای «اول» و «آخـر» سـؤال شد، فرمودند: «او اوّل اسـت کـه پیش از او اوّلی نبوده و آغازی بر او سبقت نگرفته و آخری است که آخر بودنش پـایـانـی نـدارد آن گـونـه کـه از صـفـات مـخـلوقـات فـهـمـیـده مـی شـود.

 

خـدا، قـدیـم، اول و آخـر اسـت. هـمـیـشـه بوده و خواهد بود، بدون آغاز و پایان. پدید آمدن بر او واقع نمی شود و از حالی به حال دیگر تغییر نمی یابد.خالق همه چیز است.»[2]

 

 

در نتیجه، اول بودن او به این معناست که آغاز ندارد؛ همچنان کـه آخـر بـودنـش نـیـز به این معناست که انـتـهـایـی نـخـواهـد داشـت. وسـعـت وجـودی او تـمـامـی زمـان و قبل از زمان را در بر می گیرد؛ زیرا او مافوق زمان است.پس از روشن شدن معنای ازلی و ابدی بودن حق تعالی، اینک نوبت به اثبات این دو وصف برای ذات پاک اوست.

 

 یکی از کوتاهترین ادله این مسأله، بر اساس واجب الوجود بودن خداوند شکل می گیرد. از این رو پیش ازاثبات ازلی و ابدی بودن خداوند، چکیده یکی از متقن ترین ادله عقلی اثبات هستی خدا یعنی «برهان معروف وجوب و امکان» را ذکر می کنیم:

 

 

یقیناً در جهان خارج موجودی هست، این موجود اگر واجب الوجود باشد، مطلوب ما که وجود خداوند یا همان واجب الوجود است، ثابت می شود. و اگر ممکن الوجود باشد، با توجه به نیازمندی آن به علت و با توجه به امتناع «تسلسل» و «دور»، به موجودی نیاز دارد که وجودش معلول موجود دیگری نباشد، و چنین موجودی، واجب الوجود یا همان خداوند است.

 

 

و اما اثبات ازلی و ابدی بودن خداوند از طریق برهان وجوب و امکان به این صورت است: وقتی ثابت کردیم که خدا واجب الوجود است، و ثبوت وجود برای او ضروری و سلب وجود از ذات مقدس او ممتنع است،بنابراین وجوب وجود مستلزم آن است که سلب وجود از ذات الهی در هیچ فرضی از فروض ممکن نباشد؛ زیرا هر موجود که سابقه عدم یا امکان زوال داشته باشد واجب الوجود نخواهد بود.

 

 

این بدین معناست که ذات الهی نه مسبوق به عدم است و نه عدم به آن لاحق خواهد شد، و این چیزی جز ازلی و ابدی بودن خداوند نیست.

 

خواجه نصیرالدین طوسی با عبارتی کوتاه به همین برهان اشاره کرده است: «و وجوب الوجود یدل علی سرمدیته؛ یعنی واجب الوجود بودن خدا، دلیل بر سرمدی بودن اوست.» [3]

 

توضیح بیشتر این که، ذات حق تعالی وجودی است واجب که هرگز هستی از او نفی نمی شود، و هستی عین ذات اوست. بنابراین، توجه به «واجب الوجود» بودن او راهنمای ما بر ازلی و ابدی بودن

 

اوست؛ زیرا مـعـدوم بودن موجودی در برهه ای از زمان، نشانه نیازمندی و ممکن الوجود بودن اوست.

 

در حالی کـه ذات حـق تعالی، وجودی است که، اولاً؛ از خارج به او هستی داده نشده است تا بگوییم زمانی بوده که ایـن موجود نبوده است. ثانیاً؛ هستی نیز عاریتی او نیست تا زمانی از او گرفته شود، بلکه هستی و وجود ذاتی اوست. پس چنین وجودی همیشه بوده و خواهد بود.[4]

 

علاوه بر این، بر اساس برهان وجوب، واجب الوجود یگانه است و دومی ندارد. بنابراین غیری وجود ندارد تا بتواند وجود را از خداوند سلب کند، چون همۀ موجودات در وجود خود به او نیازمندند. چنان که ممکن نیست واجب الوجود خود را معدوم سازد، چرا که وجود او ضروری و حتمی است و اگر بخواهد این ضرورت را از خود بگیرد، انقلاب در ذات لازم می آید و این با واجب الوجود بودن او ناسازگار است.[5] و این همان معنای ازلی و ابدی بودن ذات باری تعالی است.

 

 

نکتۀ دیگری که از این استدلال به دست می آید، آن است که ازلیت و ابدیت به معنای یاد شده با یکدیگر متلازم اند، و اگر موجودی ازلی باشد، قطعاً ابدی نیز خواهد بود.[6]

 

از نظر حکمای الهی، چون خداوند واجب الوجود بالذات است، هیچ گونه عدم و نیستی - اعم از سابق و لاحق - در او راه ندارد. هر گاه این مطلب را به لحاظ عدم سابق در نظر آوریم، ازلیت و قدم نامیده می‎شود.

 

و هرگاه به عدم لاحق نظر افکنیم، ‌ابدیت و بقا گفته می‎شود. و هر گاه هر دو جهت را در نظر آوریم، به سرمدیت وصف می‎شود. گاهی نیز سرمدیت مترادف ابدیت و بقا به کار رفته است.[7]

 

 


پی نوشت ها:

[1] لَیْسَ لاِوَّلِیَّتِهِ ابْتِداءٌ، وَ لا لاِزَلِیَّتِهِ انْقِضاءٌ. هُوَ الاْوَّلُ لَمْ یَزَلْ، وَ الْباقی بِلا اَجَل، نهج البلاغه، خطبه 162.

[2] اصول کافی، ج1، ص 90.

[3] طوسی، نصیر الدین محمدبن حسن، کشف المراد، مقصد سوم، فصل دوم، مسأله هفتم.

[4] مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 4، ص 194.

[5] کاشفی، محمد رضا، مجموعه پرسش ها و پاسخ ها، خداشناسی و فرجام، ص 77.

[6] محمد تقی، مصباح یزدی، آموزش عقاید، ج 1، ص 84 و 85.

[7] کشف المراد، مقصد سوم، فصل دوم، مسئله هفتم.



::
:: برچسب‌ها: ازلی بودن خداوند , ابدی بودن خداوند ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
ساعتی که خدواند همه خواسته‌های بنده‌اش را برآورده می‌کند
(بسم الله الرحمن الرحیم)
على بن محمد نوفلى می‌گوید: شنیدم از او (امام صادق علیه‌السلام) که فرمود: گاه مى‌شود که بنده‌اى براىنماز شب برمی‌خیزد در حالی که خواب بر او غلبه مى‌کند و به سمت راست و چپ مایل می‌شود (و از خستگى و شدت خواب) چانه او به روى سینه‌اش مى‌چسبد، در این حال خداوند متعال به درهای آسمان و زمین فرمان مى‌دهد و آنها برای او گشوده می‌گردند.

سپس به فرشتگان فرماید: به این بنده من نظر کنید که براى نزدیک شدن به من، چه سختى هایى را بر خود روا مى‌دارد در حالى که من این عمل را بر او واجب نکرده‌ام.

و او امیدوار به سه چیز از جانب من می‌باشد: اول آنکه گناهانش را بیامرزم، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانى دارم، سوم آنکه روزى او را فراوان کنم؛ اى فرشتگان! شاهد باشید که خواسته‌های او را برآورده کردم.

متن حدیث:

عن علی بن محمد النوفلی قال سمعته یقول إن العبد لیقوم فی اللیل فیمیل به النعاس یمینا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فیأمر الله تبارک و تعالى أبواب السماء فتفتح ثم یقول للملائکة انظروا إلى عبدی ما یصیبه فی التقرب إلی بما لم أفترض علیه راجیا منی لثلاث خصال ذنبا أغفره له أو توبة أجددها له أو رزقا أزیده فیه فأشهدکم ملائکتی أنی قد جمعتهن له.


  • «ثواب‌الاعمال،صفحه 91»


::
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
آتش افروزی بی بی سی میان شیعه و سنی
(بسم الله الرحمن الرحیم)
بی بی سی انگلیسی با تهیه گزارشی، علت بحران در عراق را نزاع قدیمی شیعه و سنی دانست.

در حالی بر همگان روشن است که بحران عراق را عده ای تروریست با کمک برخی کشورهای منطقه بوجود آورده اند، سایت بی بی سی انگلیسی، بحران عراق را ناشی از تنش بین شیعیان و سنی های عراق دانست.

 

بی بی سی انگلیسی با بیان اینکه اختلاف میان شیعه و سنی مساله جدیدی نیست، نوشت: مشکل کنونی به اختلاف بنیادین دو مذهب اصلی اسلامی بر می گردد که از ابتدای شکل گیری اسلام با یکدیگر اختلاف داشته اند.


بی بی سی با تهیه گزارشی مفصل در مورد اختلافات شیعه و سنی می نویسد: بحران اخیر در عراق بار دیگر توجهات را به اختلافات مذهی شیعه و سنی جلب کرد و بسیاری به دنبال این مطلب هستند که دلیل این همه تنش و درگیری بین شیعیان و سنی ها چیست.


بی بی سی در ادامه با بیان تاریخ صدر اسلام و مساله جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، به دیگر اختلافات کلیدی این دو فرقه می پردازد. اختلافاتی مانند شیوه نماز خواندن، روزه گرفتن و دیگر احکام فقهی موجود میان دو مذهب به طوری که خواننده اینگونه برداشت می کند که ریشه نزاع های اخیر در خاورمیانه، اختلافات دو مذهب بزرگ اسلامی است.

 


  • جام


::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: آتش افروزی بی بی سی , شیعه و سنی ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
داعش: با اسرائیل نخواهیم جنگید+عکس
(بسم الله الرحمن الرحیم)

گروه تکفیری و تروریستی داعش اعلام کرد هیچ کاری با رژیم صهیونیستی ندارد و با آن نخواهد جنگید.

 

پایگاه خبری اسرائیلی «i24» اعلام کرد که گروه تکفیری داعش اعلام کرده است که با «اسرائیل» یا یهودیان نخواهد جنگید و دلیل آن را نیز این‌چنین اعلام کرده که در قرآن هیچ دستوری برای مبارزه با آنان ذکر نشده است.

این گروه تروریستی در پاسخ به سوال یکی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی که چرا داعش با عراقی‌ها و سوری‌ها می‌جنگد اما با اسرائیل کاری ندارد، نوشت: پاسخ اصلی در قران کریم است. در جایی خداوند متعال از دشمن نزدیک که منافقان هستند سخن می‌گوید و این در اغلب آیات قران دیده می‌شود زیرا خطرناک‌تر از کافران اصلی هستند... پاسخ این سوال نیز نزد ابی‌بکر صدیق است که جنگ با مرتدان را بر فتح بیت‌المقدس که پس از او به دست «عمر بن خطاب» انجام شد، ترجیح داد.

 

 

این گروه تکفیری در حالی مدعی تبعیت از قوانین اسلام و قرآن است که بسیاری از اقدامات آن مانند حمله به مردم، بمب‌گذاری، ذبح گروگانها با اصول اولیه انسانی و اسلامی در تعارض است. حتی این ادعاها با کشتار علمای سنی موصل، آتش زدن مساجد سنی‌ها، تخریب قبور شخصیت‌های تاریخ اهل سنت از جمله نوه عمر بن خطاب در عراق، تجاوز به حقوق مسیحیان، به صلیب کشیدن آن و تجاوز به زنان آنها و تلاش برای به راه انداختن اختلاف مذهبی در تضاد کامل است.

گروهک داعش در ادامه افزود: پاسخ نزد صلاح الدین ایوبی و نور الدین زنکی است که قبل در مصر و شام قبل از اینکه به سوی قدس حرکت کنند با شیعیان جنگیدند و صلاح الدین قبل از اینکه به قدس برسد 50 جنگ داشت.

بر اساس این گزارش داعش تاکید کرده است که «قدس را آزاد نمی‌کنیم تا اینکه از این بت‌های آل نفت و همه عناصر آن که دست‌نشانده استعمار هستند و بر جهان اسلام حکومت می‌کنند، خلاص شویم».

تاکنون بسیاری از نخبگان و اندیشمندان اسلامی این سوال را مطرح کرده‌اند که گروهک‌های مسلحی که ادعای جهاد در سوریه و عراق دارند، چرا به کمک مردم فلسطین نمی‌روند و حاضر نیستند با رژیم صهیونیستی مبارزه کنند.



::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: داعش , داعش: با اسرائیل نخواهیم جنگید ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
برادر «ابوبکر البغدادی» در عراق دستگیر شد
(بسم الله الرحمن الرحیم)

نیروهای امنیتی عراق برادر «ابوبکر البغدادی» را شناسایی و دستگیر کردند.

 

به نقل از پایگاه خبری «الاخباریه»، نیروهای امنیتی ویژه عراق موفق شدند برادر «ابوبکر البغدادی» را طی یک عملیات امنیتی دستگیر کنند.

یک منبع آگاه امنیتی که خواست نامش فاش نشود با اعلام این خبر گفت که نمی‌تواند مکان دستگیری برادر بغدادی را به دلیل مسائل امنیتی فاش کند. اما این عملیات بر اساس اطلاعاتی دقیق انجام شد. برادر سرکرده تکفیری‌های داعش مسئول اجرای چندین عملیات تروریستی در بغداد و استان‌های مختلف عراقی است.

  • فارس


::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: ابوبکر بغدادی , برادر ابوبکر بغدادی ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
وقتی مهدی(علیه السلام) بیاید
(بسم الله الرحمن الرحیم)
نگاه که مهدی (علیه السلام ) بیاید؛

اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض بركاتها و ردّ كل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان.(1)
 

زمانى كه حضرت حجة(عج) ظهور كند به عدالت حكم مى كند و كسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین بركاتش را براى استفاده مردم خارج مى كند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى كنند.


 

در این حدیث هفت برنامه براى حضرت بیان شده است:

1 و 2- حكومت عادلانه و رفع ظلم و جور: « اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور » نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است كه عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است كه بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ كسى را به دیگرى دادن است. به عنوان مثال، یك وقت خانه زید را براى خودم مى گیرم، كه این ظلم است و یك وقت خانه او را مى گیرم و به دیگرى مى دهم كه این جور است. نقطه مقابل این است كه خانه زید را نمى گیرم براى خودم كه این عدل است و اگر به كسى هم ندهم این قسط است، پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است.

 

3- امنیت راه ها: « و امنت به السبل » راه ها به وسیله او امن مى شود.

4- شكوفایى طبیعت: « و اخرجت الارض بركاتها » زمین بركاتش را خارج مى كند چه بركات كشاورزى و چه معادن و چه نیروهاى دیگرى كه براى ما مخفى است.


5- سپردن امور به اهل خبره: « و رُدّ كلّ حقّ الى اهله » كارها را به اهلش مى سپارند به خلاف زمان ما كه بسیارى از كارها به دست نااهلان است چرا كه رابطه ها بر ضابطه ها مقدّم شده است.

6- حاكمیّت دین اسلام: « ولم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام » هیچ دینى باقى نمى ماند و همه ادیان دین واحد مى شوند و آن همانا اسلام است.

 

7- گرایش قلبى به اسلام: « و یعترفوا بالایمان » كه دو معنى دارد ممكن است یا اشاره به این باشد كه همه تابع مكتب اهل بیت مى شوند و یا اشاره به این باشد كه علاوه بر این كه در ظاهر ایمان دارند در باطن هم مؤمن هستند.

 

فرق بین ایمان و اسلام در روایات آمده است، بعضى از روایات مى گویند اسلام آن چیزى است كه اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبیحه اش حلال است و ایمان آن چیزى است كه مایه نجات او در قیامت است. در بعضى از روایات داریم كه اسلام مانند مسجدالحرام و ایمان مانند كعبه است. احتمال دارد كه این عبارت اشاره به آیه اى باشد كه مى فرماید: قالت الاعراب آمنّا...(2)


 

رئوس كارهایى كه آن حضرت انجام مى دهد و از روایات استفاده مى شود در چهار محور خلاصه مى شود:

1- اصلاح عقائد: « ما على ظهر الارض بیت حجر و مدر الاّ ادخله الله كلمة الاسلام » (3)در تمام روى زمین خانه هاى سنگى براى ثروتمندان و خانه هاى گِلى فقرا و چادرها باقى نمى ماند جز این كه كلمه «لا اله الاّ الله» در آنها خواهد بود و شرك برچیده خواهد شد.

 

2- تكامل عقول: جهش علمى و عقلانى پیدا مى شود مرحوم علاّمه مجلسى چنین مى فرمایند:(اذا قام قائمنا وضع یده على رئوس العباد (شاید منظور ایشان این باشد كه مردم تحت تربیت او قرار مى گیرند) فجمع بها عقولهم و كملت بها احلامهم (اندیشه ها و خردهاى آنها كامل مى شود.(4)

 

3- عدل و داد: در روایات متعدّد آمده است كه یملأ الارض عدلا و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.(5)

4- اصلاح اخلاق: از بین بردن مفاسد اخلاقى و زنده كردن ارزش هاى اسلامى كه این را از روایات علائم آخرالزمان استفاده مى كنیم، روایاتى كه مى گوید قبل از قیام قائم انحرافات اخلاقى مثل زنا، سرقت، رشوه خوارى، كم فروشى، شراب خوارى، خون بى گناهان را ریختن زیاد مى شود و معنایش این است كه مهدى(عج) قیام مى كند تا اینها را از بین ببرد یعنى نظام ارزشى به طور كلّى مختل شده و حضرت مهدى(عج) نظام ارزشى را درست مى كند.

 

حضرت مهدى(عج) داراى لشكر و سپاه و اعوان و انصار است همچنان كه در «زیارت آل یس» آمده است:

واجعلنى من شیعته و اتباعه و انصاره و یا در بعضى از روایات آمده است كه: والمجاهدین بین یدیه، كسانى كه مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور كار كنند و كسى كه هیچ یك از این امور را ندارد و دعا كند كه از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است.

اللّهم اجعلنى من اعوانه و انصاره و اتباعه و شیعته و المجاهدین بین یدیه.

 



::
:: مرتبط با: امام زمان(عج) , آخرالزمان ,
:: برچسب‌ها: وقتی مهدی (عج) بیاید , امام زمان(عج) ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
اشتراکات رفتاری و اعتقادی وهابیت و افراط‌گرایان شیعه
(بسم الله الرحمن الرحیم)
امروز بیش از هر زمان دیگری شاهد رشد و گسترش افراط‌گرایی میان مسلمانان هستیم، آن‌گونه که این پدیده خطرناک به مانعی جدی در راه رشد و تعالی امت اسلامی تبدیل‌شده و تنش‌های بسیاری را در میان مسلمانان پدید آورده است. در این میان، متأسفانه دشمنان اسلام نیز از این فرصت بهترین استفاده را نموده‌اند و با تقویت و هدایت افراط‌گرایی در میان مسلمانان در تلاش‌اند تا استعلای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی خویش بر مسلمین را بیش از پیش نمایند.


از همین رو شاید بتوان یکی از ضروری‌ترین اقدامات فرهنگی و مذهبی را مقابله با افراط‌گرایی دانست. اما با این حال هرگونه اقدام در جهت مقابله با افراط‌گرایی مستلزم شناخت کامل افکار مرتبط با آن است؛ زیرا از این رهگذر است که می‌توانیم با بصیرت لازم ضمن رویگردانی از افراط‌گری، مردم را از این ورطه‌ی خطرناک باز داریم.
نکته مهم دیگر این‌که اگرچه به نظر می‌رسد افراط‌گرایی در میان شیعیان و اهل‌سنت دارای خواستگاه‌های متفاوتی بوده و این دو در تقابلی جدی با یکدیگر هستند، ولی اگر بررسی کاملی میان جریان افراط‌گرای اهل‌سنت - که عامه‌ی مردم آن را به نام وهابیت می‌شناسند - و جریان‌های تندرو و افراط‌گرای شیعه داشته باشیم، وجوه اشتراک فراوانی را میان این دو گروه می‌یابیم که می‌تواند ما را به الگوی مشترکی در جهت مقابله با آنها برساند.
البته‌ این وجوه مشترک تنها اختصاص به اشتراکات رفتاری این جریان‌ها ندارد، بلکه وهابیون و افراط‌گرایان شیعه بینش و نگاه مشترکی به بعضی از گزاره‌های دینی نیز دارند.
در ادامه به بررسی تعدادی از وجوه مشترک این دو جریان خواهیم پرداخت.

1. تحریم علوم عقلی و مخالفت با به کارگیری آنها:
بدیهی است که در عصر حاضر به‌واسطه تکامل عقل بشری، این نعمت بزرگ الهی می‌تواند به‌عنوان رسول درونی نقش مهمی را در هدایت جوامع بشری ایفا نماید. از دیگر سوی ملحدان و دین‌ستیزان نیز با تکیه بر علوم عقلی درصددند تا اندیشه‌ی دینی را در تعارض و ضدیت با عقل قرار داده و آن را به صورت خرافه‌ای بشری جلوه دهند. همه این‌ها موجب شده تا امروز لزوم بهره‌گیری از علوم عقلی و فلسفه در مباحث دینی بیش‌ازپیش احساس شود. اما با این حال وهابیت از یک‌سوی و افراط‌گرایان شیعه از سوی دیگر به مخالفت با علوم عقلی پرداخته و هرگونه تدریس، تعلیم و آشنایی با آن را مساوی با کفر و الحاد می‌دانند. اگر نگاهی کوتاه به ردیه‌های این دو جریان بر علوم عقلی داشته باشیم، در می‌یابیم هر دو گروه با نگاهی مشترک و یکسان به تبیین مخالفت خویش با علوم عقلی می‌پردازند. متأسفانه تکفیرها و برخوردهای تند این دو جریان بر علیه کسانی که به تدریس و تعلیم علوم عقلی می‌پردازند موجب شده تا تبیین شایسته‌ای پیرامون بسیاری از آموزه‌های دینی صورت نگرید و همزمان با هجوم افکار معاند از بیرون، اسلام از درون نیز مورد جفا قرار گیرد.
2. ظاهرگرایی در اندیشه‌های دینی:
یکی از نتایج تحریم علوم عقلی توسط جریان‌‌های افراط‌گرا در میان شیعیان و اهل سنت، ظاهرگرایی شدیدی است که این دو گروه به آن دچار هستند. توضیح بیشتر این‌که چون وهابیت مطرح ساختن مباحث عقلی را حرام و ممنوع می‌دانند ناچارا در همه حوزه‌ها متمسک به نقل می‌شوند و هر روایتی را هرچند ضعیف، مبنای اعتقادات و اعمال خویش قرار می‌دهند، همچنین این جریان چون با عقل‌گرایی مخالف است، با هرگونه تفسیر و درایتی در متن روایات نیز مخالف است و این موجب می‌شود آرا و نظرات آنها با شرایط زمانی امروز هم‌خوانی نداشته باشد. متأسفانه افراط‌گرایان شیعه نیز هم‌سو با وهابیت ظاهر‌گرایی در آموزه‌های دینی را سیره‌ی خویش ساخته‌اند، که البته از این روش در میان شیعیان با عنوان اخباریگری تعبیر می‌شود. اگرچه از نام اخباریگری در میان شیعیان بیشتر در قلمرو فقه و احکام عملی یاد می‌شود و زمانی که کسانی از مرگ رسمی اخباریگری در میان شیعه در قرون پیشین گزارش می‌دهند، مقصود اخباریگری در حیطه‌ی فقه است، بااین‌همه، روحیه‌ی اخباریگری همچنان زنده است و افرادی با آن‌که در وادی فقه خود را مجتهد می‌نامند، ولی عملاً در سایر موضوعات اخباریگری را طریقه‌ی خویش قرار داده‌اند. به دیگر سخن این عدّه جمود، تحجر و بسته ذهنی را در مسائل عقیدتی و کلامی حکم‌فرما نموده و با ضمن تمسک به روایات ضعیف، هرگونه استنباط و درایتی را نیز در روایات ممنوع ساخته‌اند. برای روشن شدن این سخن لازم است به بیان نمونه ای از احکام فقهی بپردازیم. در روایات اسلامی از شطرنج بسیار مذمت شده است. اما از نظر بسیاری از فقها این مذمت‌ها به خاطر آلت قمار بودن شطرنج بوده است، از همین رو اگر زمانی شطرنج آلت قمار محسوب نشود و برد و باخت مالی هم در کار نباشد ، بازی با آن دیگر حرام نخواهد بود. البته بعضی از فقها در اینجا احتیاط را مبنای کار خویش قرار داده‌اند و یا به صورت كلى و مطلق، فتوا بر تحریم شطرنج داده‌اند. همه این نظرها بدان جهت که نظری اجتهادی هستند مورد احترام می‌باشند. اما با این حال افراط‌گرایان شیعه هرگونه اجتهاد و استنباطی را دراین‌باره بر نمی‌تابند و با عناد و تعصب فوق‌العاده‌ای با آن دسته از فقهایی که فتوا به حلیت شطرنج در زمان کنونی داده‌اند، رفتار می‌کنند و با نادیده انگاشتن مباحث اجتهادی آنان، حکم به حلیّت شطرنج در شرایط کنونی را گناهی بزرگ می‌دانند.
3. انحصارگرایی در اندیشه دینی:
اگرچه جریان افراط‌گرا و تندروی شیعه رسالت خویش را در مقابله و دشمنی با جریان وهابیت می‌بیند و حتی با این عنوان دشمنی و مخاصمه‌ی خویش با تمام مسلمانان را توجیه می‌کند، اما در رفتار و عمل، همسو و هم‌جهت با وهابیت حرکت نموده و ازاین‌جهت، انطباق کلی میان آنها وجود دارد. توضیح بیشتر این‌که جریان وهابیت افزون بر انحراف فکری و برداشت‌های ناصواب از شریعت اسلام و آموزه‌های دینی، در انحراف شدید رفتاری به سر برده و به علت مطلق‌گرایی و انحصارگرایی شدیدی که به آن دچار است، کوچک‌ترین مخالفت با اندیشه‌های خویش را عامل خروج از مسیر شریعت و کفر می‌داند. از همین رو وهابیون نه تنها به تکفیر شیعه و دشمنی با آن می‌پردازند، بلکه دیگر مسلمانان را نیز منحرف دانسته و ابایی در تکفیر آنها نیز ندارند. متأسفانه جریان افراط‌گرای شیعه نیز همچون وهابیت، کمک‌ترین زاویه گیری با اندیشه‌های خویش را از سوی دیگران بر نمی‌تابد و با معرفی افکار و حتی عادات التقاطی خویش به عنوان معیار پذیرش شریعت و قبول اسلام، تکفیر و تفسیق مسلمانان و حتی دیگر شیعیان را در دستور کار قرار داده است.
4. اصل کردن فروع و فرع ساختن اصول:
یکی از انحرافات جریان‌های تندرو و افراط‌گرا در میان شیعه و اهل سنت پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و بی‌فایده، و مهمل ساختن مطالب اصلی دینی است. آن‌گونه که این جریان‌ها در مباحث دینی، مطالب مهم و اصلی را به حاشیه می‌رانند و مطالبی را اصل نموده و برجسته می‌کنند که هیچ نقشی در شکل‌گیری اندیشه‌های اسلامی ندارند بلکه تنها می‌توانند پیروان این اندیشه‌ها را به مخاصمه با مخالفانشان فرا بخواند. مثلاً وهابیت تمام مسائل و مشکلات اسلامی را در مسأله قبور خلاصه نموده و ضمن غفلت از مظاهر واقعی شرک و طاغوت، تمام مسائل توحیدی و طاغوت ستیزانه را در تخریب و هدم قبور خلاصه می‌کند. متأسفانه افراط‌گرایان شیعه نیز همین روش را در پیش گرفته و ضمن غفلت از اصول مهم مذهبی، از مسائلی به عنوان ارزش‌های شیعه یاد می‌کنند که هیچ نقشی در شکل‌گیری تفکر شیعی ندارند. نمونه آن‌که این جریان پیرامون وقایع حادثه عاشورا بعضی از مسائل فرعی تاریخی را برجسته ساخته و به منزله‌ی اصول خدشه‌ناپذیر مذهبی از آنها یاد می‌کنند، آن‌گونه که اگر بعضی از دانشمندان فرهیخته شیعه نیز در این‌باره اظهارنظرهای تاریخی و علمی داشته باشند، با لعن و دشنام‌گویی این عده روبرو شده و منحرف از نهضت امام حسین علیه‌السلام خوانده می‌شوند. راست این‌که فروع جزئی تاریخی همچون عروسی حضرت قاسم علیه‌السلام و یا وجود فرزندی به نام حضرت رقیه برای امام حسین علیه‌السلام از مطالبی نیستند که علمای فرهیخته تشیع همچون شهید مطهری به خاطر اظهارنظر علمی پیرامون آنها، مورد لعن و دشنام واقع شده و گفته‌های آنها مخالفت با امام حسین علیه‌السلام تفسیر شود. البته این رویه منحصر به وقایع حادثه عاشورا نیست و از سوی این جریان در تمام مقولات دینی و مذهبی دنبال می‌شود.
5. دشمنی با مسلمانان به جای دشمنی با طاغوت‌ها:
متأسفانه وهابیت و جریان تندروی اهل‌سنت، به جای دشمنی و مخاصمه با طاغوت‌های زمان یا حکام فاسق و بی‌دین کشورهای اسلامی، که بیشترین فاصله و جدایی را با آموزه‌های اسلامی دارند، به دشمنی و جنگ با مسلمانانی می‌روند که بیشترین اشتراک را از جهت پذیرش آموزه‌های اسلامی با آنها دارند.. متأسفانه افراط‌گرایان شیعه نیز همچون وهابیت به جای آن‌که از مظاهر شرک و طاغوت‌های زمان خویش یاد نموده و به اعلام برائت از آنها بپردازند، جنگ و خصومت مذهبی را اصل و مبنای خویش قرار داده‌اند. آن‌گونه که اگر در سخنان آنها بررسی شود هیچ‌ کلامی در محکومیت سیاست‌های دشمنانی همچون آمریکا، اسرائیل، انگلیس و... وجود ندارد، ولی در عوض تقریباً تمام سخنرانی‌های این جریان در مسیر برجسته نمودن دشمنی‌های مذهبی می‌باشد.
6. سیاستی در راستای خدمت به دشمنان:
سیاستی که در میان وهابیون و افراطیون شیعه تبلیغ می‌شوند بسیار شبیه به هم بوده و همواره در راستای خدمت به دشمنان اسلام می‌باشد. به این معنا که بسیاری از آنها، مبلغ شعار «جدایی دین از سیاست» هستند و سکوت در مقابل طاغوت‌های زمان را با این کلام توجیه می‌کنند. البته در میان وهابیون و افراطیون شیعه، عده‌ای نیز ورود به سیاست را این‌گونه تحریم نمی‌کنند ولی عرصه ورود آنها به سیاست محدود به دشمنی با سایر مسلمانان و صلح و مدارا با دشمنان اسلام و مظاهر شرک است.
7. جایگزینی مجادله و مراء به جای گفتگوهای عالمانه:
حس دشمنی و خصومت افراط‌گرایان شیعه و سنی با دیگران موجب شده که آنها به جای پرداختن گفتگوهای عالمانه همواره در فکر مجادله و مراء و مخاصمه با دگراندیشان باشند و در مباحثات دینی نیز به جای هدایت دیگران، نابود ساختن آنها در اولویت کار خویش قرار دهند.
8. تزلزل در مرجعیت علمی:
متأسفانه در میان شیعه و اهل‌سنت هر چه به سمت افراط بیشتر پیش می‌رویم، شاهد افراد جوان و کم‌سوادی هستیم که با عناوین بزرگی همچون علامه، مفتی، آیت الله و... خطاب می‌شوند. متأسفانه به جهت جوانی و کم‌سوادی این عده مباحثی که از سوی آنها مطرح می‌شود، غالباً صورتی خطابی و تبلیغاتی داشته و عاری از دریافت‌های صحیح دینی است. از جهتی دیگر این جوانان کم‌سواد ولی شهرت‌طلب، برای بدست آوردن جایگاه اجتماعی میان مردم به تکفیر و تفسیق عالمان بزرگ اسلامی پرداخته و مردم را از مراجع بزرگ دینی و شخصیت‌های برجسته اسلامی بر حذر می‌دارند.

آنچه بیان شد تنها گوشه‌ای از اشتراکات رفتاری و اعتقادی میان افراط‌گرایان شیعه و جریان وهابیت بود، و ان شاء الله بسط و شرح آن در فرصتی دیگر ارائه خواهد شد.

  • نویسنده: حجةالاسلام مهدی مسائلی


::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: افراطگریان شیعه , وهابیت ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
برخی از معروف‌ترین مدعیان دروغین
(بسم الله الرحمن الرحیم)
برخی از معروف‌ترین مدعیان دروغین از این قرارند:

1. ابومحمد حسن شریعی 

یکی از مدعیان دروغین نیابت، حسن شریعی است. البته به یقین مشخص نیست که اسم او «حسن» باشد؛ بلکه او با لقب معروف شده است. در روایتی که نقل خواهد شد، راوی حدیث به صورت حدس و گمان اسم او را حسن ذکر کرده است.1 

 

مؤلف قاموس الرجال می‏نویسد: 
از حدیثی که شیخ طوسی(رحمت الله علیه) نقل کرده است. روشن می‏شود اسم او به صورت یقین روشن نیست و او به وسیلة لقب معروف بوده است و این‌که «تلعکبری» راوی حدیث، به صورت گمان حکم کرده که اسم او حسن است؛ به سبب این‌ است که او «ابومحمد» بوده و اغلب اسم کسانی که كنیة آن‌ها «ابومحمد» است، حسن می‏باشد.2 
شریعی نخستین‏کسی است‏که به دروغ و افترا، ادعای نیابت امام زمان‏(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را کرد. او پیش‌تر از یاران امام هادی‏ و امام حسن عسکری(علیهما السلام) بود؛ ولی‏ پس از آن منحرف شد.
تاریخ ادعای نیابت دروغین او به صورت دقیق بیان نشده است؛ لیکن چون این ادعاهای دروغین، از دوران نایب دوم آغاز شده است، به نظر می‏رسد وی در دوران سفارت و نیابت محمد بن عثمان، به چنین عملی دست زده است.
دانشوران علم رجال درباره شرح حال او چندان بحث نکرده‏اند؛ لذا جامع‏ترین سخن درباره ایشان، کلام شیخ طوسی در کتاب الغیبة است.
شیخ طوسی(رحمت الله علیه) درباره «شریعی» می‏نویسد: 
نخستین کسی که به دروغ و افترا، دعوی نیابت خاص از جانب امام زمان‏(علیه السلام) کرد، شخصی ‏معروف به «شریعی» بود. جماعتی از عالمان از ابومحمد تلعکبری از ابوعلی محمد بن همام نقل کرده‏اند: کنیه شریعی «ابومحمد» بود.
تلعکبری می‏گفت: «گمان دارم نام وی حسن باشد». او از اصحاب امام هادی(علیه السلام) و امام حسن عسکری(علیه السلام) به شمار می‏آمد. او نخستین کسی است که مدعی مقامی شد که خداوند برای او قرار نداده بود و شایسته آن هم نبود. در این خصوص، بر خدا و حجّت‏های پروردگار دروغ بست و چیزهایی به آنان نسبت داد که شایسته مقام والای آنان نبود و آن‌ها از آن به دور بودند؛ از این رو، شیعیان هم او را ملعون دانسته و از وی دوری جستند و توقیعی از جانب ولی عصر(علیه السلام) دربارة لعن و دوری از وی صادر شد.3 

2. محمد بن نصیر نمیری 

یکی از رقبای محمد بن عثمان بود كه نیابت وی را قبول نداشت و خود مدعی نیابت بود. شیخ طوسی در رجال خود، در اصحاب امام جواد(علیه السلام) دو بار از او نام برده و هیچ شرحی درباره او انجام نداده است.4 
علامه حلی‏ در رجال خود، دو جا از ایشان نام برده، می‏نویسد: 
محمد بن نصیر نمیری کسی است که امام هادی(علیه السلام) او را لعن کرده است.
در جایی دیگر می‏گوید: 
ابن غضائری درباره او گفته است: «محمد بن نصیر از نظر علمی، از فضلای بصره بود [و از نظر عقیدتی] ضعیف بود. فرقه «نصیریه» را او تأسیس کرده و به او نسبت داده می‏شود».5 
در رجال کشی نیز شرح حال او مطرح است. به نظر مرحوم كشی امام هادی(علیه السلام) سه نفر را لعن کرده که یکی از آن‌ها محمد بن نصیر نمیری است.6 در جای دیگر از «عبیدی» نقل می‏کند که: 
امام حسن عسکری(علیه السلام) ـ بدون این‌که من سؤالی از او بپرسم ـ نامه‏ای به سوی من فرستاد و در آن نامه از محمد بن نصیر نمیری و حسن بن محمد بن باباقمی، اعلان انزجار کرده، فرمود: تو و همة دوستداران ما، از آنان دوری جویید و من آن‌ها را لعن می‏کنم و لعنت خدا نیز بر آن‌ها باد! آنان از نام ما سوء استفاده کرده و اموال مردم را می‏خورند و فتنه انگیزی می‏کنند! آنان ما و شیعیان ما را اذیت کردند. خداوند آن‌ها را اذیت کند و آنان را در فتنه‏ای که ایجاد کرده‏اند، مغلوب و نابود سازد!.7 

3. ابوطاهر محمد بن علی بن هلال 

همان‌گونه که پیش از این نیز یاد شد، ابوطاهر محمد بن علی بن بلال در ابتدای کار، نزد امام حسن عسکری(علیه السلام) فردی مورد اعتماد بود و روایاتی چند از آن حضرت نقل کرده است؛ ولی رفته رفته به سبب پیروی از هوای نفس، راه انحراف در پیش گرفت و مورد مذمت خاندان وحی واقع شد. وی، ادعا کرد وکیل حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. او نیابت نایب دوم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را منکر شد و دربارة اموالی که نزد وی جمع شده بود تا به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برساند، خیانت کرد. 8
نایب دوم، زمینة دیدار وی را با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراهم کرد. امام به وی فرمان داد: اموال را به نایبشان رد کند؛ اما او در دشمنی و انحراف خود باقی ماند. پایان کارش آن شد که توقیعی از ناحیه مقدسه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مبنی بر لعن و نفرین و بیزاری از وی ـ در ضمن افرادی دیگر از جمله حلاج و شلمغانی ـ صادر شد.

4. حسین بن منصور حلاج 

حسین بن منصور حلّاج، حدود سال 244ق در قریه «طور» از قرای بیضای فارس (هفت فرسنگی شیراز) زاده شد. وی با پدرش منصور از بیضا، به واسط رفت و در آن‌جا علوم اسلامی را آموخت و در بیست سالگی به بصره رفت. مرید صوفی آن سامان شد و به دست او خرقه تصوّف پوشید. در سال 270ق به مکه سفر کرد و از آن‌جا به اهواز رفت و به دعوت پرداخت. حلاج برای دعوت به مذهب صوفیانه خود ـ که جنبه «حلولی» داشت ـ به ‏مسافرت می‏پرداخت. وی در آغاز خود را رسول امام غایب و باب آن حضرت معرفی می‏کرد؛ به همین سبب علمای علم رجال شیعه، او را از مدعیان «بابیّت» شمرده‏اند.
نام او ابوالمغیث حسین بن منصور حلاّج بود که در سال 309ق کشته شد. حلاّج پس از ادعای بابیّت، بر این شد که ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی (متکلم امامی) را در سلک یاران خود در آورد و به تبع او، هزاران شیعه امامی را که در قول و فعل تابع او بودند، به عقاید حلولی خویش معتقد سازد؛ به‌ویژه آن‌که جماعتی از درباریان خلیفه به حلاّج، حسن نظر نشان داده و جانب او را گرفته بودند.
ولی ابوسهل که پیری مجرّب بود، نمی‏توانست ببیند او با مقالاتی تازه، خود را معارض حسین بن روح نوبختی وکیل امام غایب معرفی می‏کند.
اسماعیل در پاسخ گفت: «وکیل امام زمان(علیه السلام) باید معجزه داشته باشد. اگر راست می‏گویی، موهای مرا سیاه کن. اگر چنین کاری انجام دهی، همه ادعاهایت را می‏پذیرم». ابن حلاج که می‏دانست ناتوان است، با استهزای مردم روبه‏رو شد و از شهر بیرون رفت. آن‌گاه به قم شتافت و به مغازه علی بن بابویه، (پدربزرگوار شیخ صدوق‏(رحمت الله علیه)) رفت و خود را نماینده امام زمان(علیه السلام) خواند. مردم بر وی شوریدند و او را با خشونت از شهر بیرون افکندند. ابن حلاج، پس از آن‌که جمعی از خراسانیان ادعایش را پذیرفتند، دیگر بار به عراق شتافت.9 
در این زمان، چون فقه امامیه از سوی خلفا به رسمیت شناخته نشده بود، شیعیان در میان مذاهب اهل سنّت «مذهب ظاهری» را که مؤسس آن، ابوبکر محمد بن داوود اصفهانی است، پذیرفته بودند.
رؤسای امامیه و خاندان نوبختی، برای برانداختن حلاّج ناچار به محمد بن داوود ظاهری متوسل شدند و او را به صدور فتوایی وا داشتند که در سال 297ق و اندکی پیش از مرگ خود در وجوب قتل حلاّج انتشار داده بود. ابوالحسن علی بن فرات، وزیر شیعی مذهب مقتدر (خلیفه عباسی) نیز در تکفیر حلاّج به آل نوبخت کمک کرد.
حلاّج در سال 296ق به بغداد رفت و مردم را به طریقه خاصی مبتنی بر نوعی تصوف آمیخته با گونه‏ای «حلول» دعوت کرد.
ابوالحسن بن فرات، وی را تعقیب کرد و ابن داوود فتوای معروف خود را در حلیت خون او صادر نمود. وی در سال 301ق به دست کارگزاران خلیفه گرفتار شد و به زندان افتاد.
پس ازهفت ماه ‏محاکمه، علمای شرع او را مرتد و خارج از دین اسلام شمردند (24ذیقعده 309ق) و به فرمان مقتدر و وزیر او حامدبن عباس به دار آویخته شد.10 سپس جسد او را سوزاندند و سرش را بر بالای جسر بغداد زدند.

5. ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی 

پیش از این گفته شد شلمغانی از یاران امام حسن عسکری(علیه السلام) و از دانشمندان، دبیران و محدثان زمان خود در بغداد بود. کتاب‏های بسیاری داشت و در آن‌ها، انبوه روایاتی را که از امامان اهل‏بیت(علیهم السلام) شنیده بود، گردآوری و دسته‏بندی کرده بود.11 
هنگامی‏که راه ‏انحراف و ارتجاع ‏را در پیش گرفت و از نظر اندیشه، عقیده و عملکرد تغییر یافت؛ در روایات تغییراتی ایجاد می‏کرد؛ هر چه می‏خواست بر آن‌ها می‏افزود وهرچه دلخواه‏ او بود، کم می‏کرد.
همان‌گونه که پیش از نیز یاد شد، نجاشی در رجال خود می‏نویسد: 
ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی از پیروان مذهب امامیه بود؛ اما رشک و حسد بر مقام ابوالقاسم حسین بن روح، وی را بر آن داشت که ترک مذهب امامیه گوید و داخل کیش‏های مردود شود؛ تا بدآن‌جا که از طرف امام غایب توقیعاتی بر ضد او صادر شد. سرانجام به امر سلطان (دولت) به دار آویخته شد.12 
حسین بن روح، از سال انتصاب خود به مقام نیابت سوم (جمادی الآخر 306ق) در بغداد با عزّت و احترام می‏زیست و خاندان آل فرات که وزارت بنی‏عباس به دست ایشان بود، از طرفداران شیعه بوده و از او حمایت می‏کردند.
در ربیع الاول سال 312ق وزارت به حامد بن عباس انتقال یافت و آل فرات و کسان ایشان از کار بر کنار شده و به زندان افتادند.
پس ‏از آن، حسین ‏بن ‏روح نیز به زندان افتاد و تا سال 317ق (مدت پنج سال) در حبس ماند. وی، پیش از افتادن به زندان، مدتی پنهان می‏زیست و چون اعتمادی کامل به ابن ابی العزاقر داشت، او را به نیابت خود برگزید. شلمغانی واسطه بین او و شیعیان ‏شد. توقیعات ‏حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از سوی حسین بن روح به دست شلمغانی صادر می‏شد و مردم برای رفع حوایج و حل مشکلات، به او رجوع می‏کردند.13 
پس از این زمان، شلمغانی به ادعا‏های باطل پرداخت و از مذهب شیعه امامیه اثنی عشریه انحراف جست. حسین بن روح در زندان، از انحرافش مطلع شد و از همان جا در ذی‌حجه سال 312ق توقیعی در لعن ابی العزاقر به شیخ ابوعلی محمد بن همام اسکافی بغدادی که از بزرگان شیعه بود، فرستاد و از وی تبرّی جست.14 
مردم پس از صدور لعن شلمغانی، نزد حسین بن روح شتافتند و گفتند: «خانه‏های ما از آثار شلمغانی انباشته است، چه کنیم؟» فرمود: «نظر من، درباره کتاب‏های او همان چیزی است که امام عسکری(علیه السلام) درباره کتاب‏های بنی فضّال فرمود: "...خُذُوا بِما رَوَوا وَذَرُوا ما رَأوُا؛ اعتقادات آنان را کنار گذارید و آنچه نقل کرده‏اند، بپذیرید".15 
به نظر شیخ طوسی‏ علت کشته شدن شلمغانی چنین بود: زمانی که ابوالقاسم حسین بن روح او را آشکارا لعن کرد و همه جا شهرت یافت و مردم از وی دوری جستند. تمام شیعیان از او بر حذر بودند؛ به طوری که نتوانست به حیله‏ها و نیرنگ‏های خود ادامه دهد. روزی در محفلی که رؤسای شیعه حاضر بودند و همه لعن شلمغانی و دوری از او را از ابوالقاسم حسین بن روح نقل می‏کردند، شلمغانی به حاضران گفت: من و او (حسین بن روح) را در جایی بخواهید تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در حق یکدیگر نفرین کنیم. اگر آتش نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آن‌جا به گوش «الراضی بالله» خلیفه عباسی رسید. «راضی» هم دستور داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدین گونه شیعیان از شرّ او راحت شدند.16 این اتفاق، سال 323ق رخ داد.17 

6. احمد بن هلال کرخی 

احمدبن هلال، اهل روستای بزرگی از منطقه «نهروان» بود که میان واسط و بغداد قرار دارد. گفته شده است: وی از یاران حضرت هادی‏(علیه السلام) یا امام عسکری‏(علیه السلام) بود. به غلو مشهور به علو و مورد لعن ونفرین ابدی است.
نخست از افراد مورد اطمینان حضرت عسکری‏(علیه السلام) و از اصحاب خاص و روایت کننده از امامان معصوم(علیهم السلام) بود. 54 مرتبه به زیارت خانه خدا رفت که بیست مرتبه آن با پای پیاده بود.
امّا دچار کژی شد؛ به گونه‏ای که حضرت عسکری(علیه السلام) او را بسیار نکوهش کرد و در باره‌اش فرمود: «از این صوفی ریا کار و بازیگر پروا کنید».18
برخی نیز این جمله را در نکوهش او، از جانب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانسته‏اند که در هر حال نشانگر پلیدی و گمراهی این مرد است.
او تا زمان نیابت محمد بن عثمان زیست و با سماجت بسیار، سفارت آن جناب را انکار کرد. توقیع مبارکی از جانب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دربارة لعن و نفرین بر او و لزوم اظهار بیزاری از کارهایش صدور یافته است.19
بیشتر کتاب‏های رجالی، او را به «عَبَرْتایی» ملقب می‏دانند.20 شیخ طوسی در کتاب الغیبة وی را «کرخی» نامگذاری کرده و به او «بغدادی» نیز گفته شده است. 
از تاریخ، فهمیده می‏شود احمدبن هلال تا آخر سفارت و نیابت نایب نخست منحرف نشده بود؛ لکن به مجرد وفات عثمان بن سعید در نایب دوم شک کرد و نیابت او را نپذیرفت.21
شیعیان هم پس از عزل، او را ملعون دانسته و از وی دوری جستند. پس از مرگ وی توقیعی از سوی ولی عصر(علیه السلام) به دست حسین بن روح به شرح ذیل صادر شد:
خداوند از فرزند هلال نگذرد که بدون اجازه و رضایت ما، در کار ما مداخله و فقط به میل خود عمل می‏کرد! تا آن‌که پروردگار، با نفرین ما زندگی‏اش را به انجام رساند. ما در زمان حیاتش نیز انحرافش را به خواص شیعیان خود اعلام کردیم. این را به هر کس که درباره او می‏پرسد، برسانید. هیچ‌یک از شیعیان ما معذور نیست در آنچه افراد مورد اعتماد از ما نقل می‏کنند، تردید کند؛ زیرا می‏دانند ما اسرار خود را با آنان می‏گوییم».
آن حضرت در توقیعی دیگر فرمود: 
ابن هلال، ایمان خود را پایدار نداشت و با آن‌که مدت طولانی خدمت کرد، به دست خود ایمانش را به کفر دگرگون ساخت و خدا نیز او را کیفر داد.22 
آنچه یاد شد، فقط برخی از مدعیان دروغین در دوران غیبت بود. پرداختن به همة مدعیان، مجال بسیار گسترده‌ای می‌طلبد که در حوصلة این نوشتار نیست. علاقه‌مندان می‌توانند به کتاب‌های مفصلی که در این‌باره تدوین شده است، مراجعه كنند.

پی نوشت ها:

1. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 397.
2. قاموس الرجال، ج3، ص 262.
3. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 398.
4. شیخ طوسی، رجال، ص 405، رقم 7 و ص 407 رقم 23.
5. علامه حلی، رجال، ص 254 و 257.
6. کشی، اختیار معرفة الرجال، ج2، ص 805.
7. همان.
8. ر.ك: شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 400. 
9. ر.ک: سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج2، ص 48؛ صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، ص 532.
10. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 401، فرهنگ فرق اسلامی، ص 162.
11. نجاشی، رجال، ج 2، ص 239.
12. همان، ص 294.
13. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 303. 
14. طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص 474؛ و نیز ر.ک: شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 303.
15. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 387.
16. همان، ص 406.
17. همان، ص 412.
18. رجال کشی، ص 535.
19. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 353.
20. ابی داود، رجال، ص 425؛ رجال طوسی، ص 384؛ رجال علامه، ص 202.
21. صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، ص 502.
22. شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص 353.



::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: مدعیان دروغین , معروف ترین مدعیان دروغین ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
علل پیشرفت داعش در عراق
(بسم الله الرحمن الرحیم)
برخی از سیاست مداران عراق که مسئولیت هایی را بر عهده داشتند، برای بدست آوردن قدرت و اموال بیشتر، فضای عمل برای داعش را با رفتارها و سخنانشان فراهم کردند. آنها با این امید که نوری مالکی نخست وزیر عراق برای دفع شر داعش، اختیارات فراتر از قانون را به این مسئولین و سیاستمداران بدهند، تبلیغات سنگینی را ضد ارتش عراق کردند.

 

پیشروی سریع گروه داعش درعراق، بسیاری از مردم جهان را غافل گیر کرد، گروهی چند ده هزار نفری بدون داشتن تانک و جنگنده، چندین استان عراق را در عرض چند روز اشغال کرد، این پیشروی سریع دلایلی را داشت که به برخی از آنها اشاره می کنیم:


قدرت اطلاعاتی بالای داعش

تعدادی از فرماندهان رده بالای داعش را افسران سرویس اطلاعاتی رژیم صدام تشکیل می دهند، به همین خاطر داعش توجه زیادی را بر روی فعالیت های اطلاعاتی کرده است و بخش هایی از داعش تنها بر روی کارهای اطلاعاتی متمرکز شده اند.

داعش سعی بر این کرده است که توی جبهه ی مقابلش نفوذ اطلاعاتی داشته باشد، به همین دلیل است داعش هنگام حمله به شهرها و پایگاه های نظامی اطلاعات کامل را از آن مناطق دارد، از سوی دیگر داعش با نفوذ اطلاعاتی در جبهه مقابلش توانسته ایت که همدستانی را در میان جبهه مقابلش پیدا کند و این افراد داعش را در پیروزی یاری می کنند.

تمرکز داعش بر روی فعالیت های اطلاعاتی سبب شده است که این گروه بتواند با یک نیروی نه چندان زیاد و درگیری های محدود، مناطق و شهرهای زیادی را اشغال کند، این پیروزی ها صرفا هم به عراق محدود نبود، بلکه در سوریه هم داعش توانسته است با نیروی نه چندان زیادی، پیروزی های بزرگی را در نبرد با جبهه النصره، جبهه اسلامیه و ارتش آزاد در استان های مختلف کسب کند.

از خیانت فرماندهان بعثی ارتش عراق تا نفوذ بسیار بالای شبکه اطلاعاتی داعش

فرماندهان بعثی در راس ارتش عراق

صدام حسین در زمان حکمرانی بر عراق در عرض سال های متوالی ارتشی را پایه ریزی کرد که تمام رده های فرماندهی آن را نیروهای بعثی بر عهده داشتند، پس از اشغال عراق ارتش عراق منحل اعلام شد و ارتش جدیدی در این کشور تاسیس شد، اما نیروهای اشغالگر آمریکایی به بهانه ارتباط نیروهای شبه نظامی مخالف صدام همچون سپاه بدر با ایران، مانع ورود نیروهای عضو این گروه ها به ارتش جدید عراق شدند.

نیروهای اشغالگر آمریکایی با فشار به حکومت عراق، اصرار کردند که برای اداره ارتش جدید عراق، افسران ارتش صدام فراخونده شوند و  این گونه شد که فرماندهان ارتش صدام ، دوباره در عصر جدید اداره ارتش جدید عراق را بر عهده گرفتند.

افسران بعثی که به ارتش جدید عراق وارد شدند، اعتقادی به نظام جدید عراق نداشتند، از سوی دیگر این افسران که در رژیم گذشته به ظلم و ستم عادت کرده بودند، در ارتش جدید عراق هم به اختلاس و فساد اقتصادی مشغول شدند، گسترش فساد اقتصادی در رده های ارتش سبب شد که نه فرماندهان توان ایستادگی در برابر داعش را داشته باشند، نه سربازانی که فساد و ناعدالتی را از جانب فرماندنشان می دیدند، انگیزه ای برای مقاومت داشته باشند.  

از خیانت فرماندهان بعثی ارتش عراق تا نفوذ بسیار بالای شبکه اطلاعاتی داعش




:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: داعش , علت پیشرفت داعش ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : جمعه 13 تیر 1393
واتیکان جن گیران را به رسمیت شناخت
(بسم الله الرحمن الرحیم)
اتحادیه بین‌المللی جن‌گیران شامل ۲۵۰ کشیش است که در سی کشور فعالیت می‌کنند. کار کشیشان عضو این اتحادیه «نجات دادن گرفتاران اجنه و شیاطین» است.
واتیکان رسما اتحادیه بین‌المللی جن‌گیران را به رسمیت شناخته است. اتحادیه بین‌المللی جن‌گیران شامل ۲۵۰ کشیش است که در سی کشور فعالیت می‌کنند. کار کشیشان عضو این اتحادیه «نجات دادن گرفتاران اجنه و شیاطین» است.

روزنامه اوسرواتوره رومانو نوشت که دفتر حفظ اصول و مقررات مذهبی واتیکان این گروه را با توجه به قوانین کلیسا به رسمیت شناخته است.

پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان بیش از پاپ بندیکت شانزدهم و پاپ ژان پل دوم رهبران سابق کلیسای کاتولیک در باره شیطان سخن می‌گوید.

سال پیش او در حالی که دست‌هایش را بر سر فردی که گفته شده بود جن‌زده شده، گذاشت. جن‌گیران گفتند که او این کار را برای رهایی این فرد از چنگ شیطان انجام داده است. واتیکان گفت که پاپ تنها برای این فرد دعا خوانده است.

فرانچسکو بامونته، رهبر اتحادیه بین‌المللی جن‌گیران گفته است که تائید این گروه توسط واتیکان مایه خشنودی است.

او گفت که جن‌گیری، به نوعی کار خیریه است که برای افراد مبتلا سومند است.

روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن می‌گوید امسال چندین کلیسا در ایتالیا و اسپانیا ۱۸ کشیش برای جن‌گیری به کار گرفتند.


::
:: برچسب‌ها: واتیکان , جن گیر ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : جمعه 13 تیر 1393
جهان در آستانه ظهور
(بسم الله الرحمن الرحیم)
در بخش‌های گذشته درباره غیبت امام دوازدهم و فلسفه آن سخن گفتیم. آن آخرین حجّت پروردگار غایب شد تا پس از فراهم شدن زمینه‌ها ظاهر شود و جهان را از پرتو هدایت‌های مستقیم خود بهره مند سازد. بشریت می‌توانست در دوران غیبت، به گونه‌ای عمل كند كه هر چه زودتر شرایط حضور امام را آماده سازد ولی به خاطر پیروی از شیطان و هوای نفس و دور ماندن از تربیت صحیح قرآنی و نپذیرفتن ولایت و راهبری معصوم(علیه السلام) به بیراهه رفت و هر روز بنای ستمی را در دنیا قرار داد و ظلم و تباهی را گسترده كرد. با انتخاب این مسیر، به سرانجام بسیار بدی رسید. جهانی پر از ظلم و جور، فساد و تباهی، روزگاری تهی از امنیّت اخلاقی و روانی، حیاتی به دور از معنویت و پاكی و اجتماعی پر از تجاوزها و پایمال كردن حقوق زیردستان، محصول عملكرد انسان‌های دوران غیبت شد. واقعیتی كه در كلام معصومین از قرن‌ها قبل، پیش بینی شده و تصویر سیاه آن، ترسیم گشته بود.

 

امام صادق(علیه السلام) به یكی از یاران خود فرمود: 
«هنگامی كه ببینی ظلم و ستم فراگیر شده، قرآن فراموش گشته و از روی هوا و هوس تفسیر گردیده، اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته، افراد با ایمان سكوت اختیار كرده، پیوند خویشاوندی بریده شده، چاپلوسی فراوان گشته، راههای خیر بدون رهرو و راههای شر مورد توجه قرار گرفته، حلال، حرام شده و حرام مجاز شمرده شده. سرمایه‌های عظیم در راه خشم خدا (و فساد و ابتذال) صرف گردیده، رشوه خواری در میان كاركنان دولت رایج شده، سرگرمی‌های ناسالم چنان رواج پیدا كرده كه هیچ كس جرأت جلوگیری آن را ندارد، شنیدن حقایق قرآن بر مردم گران آید اما شنیدن باطل سهل و آسان باشد، برای غیر خدا به حج خانه خدا بشتابند، مردم سنگدل شوند (و عواطف بمیرد)، اگر كسی اقدام به امر به معروف و نهی از منكر كند به او توصیه می‌كنند كه این كار وظیفه تو نیست، هر سال فساد و بدعتی نو پیدا شود. (هرگاه دیدی اوضاع مردم اینگونه شده) مراقب خویش باش و از خدا نجات و رهایی از این وضع ناهنجار را بخواه (كه فرج نزدیك است).»1
البته این تصویر سیاه از دوران پیش از ظهور، چهره غالب آن دوره است چرا كه در همین روزگار هستند دین باوران حقیقی كه بر عهد خود با خداوند استوار می‌مانند و مرزهای اعتقاد خود را پاس می‌دارند و در فساد محیط حل نمی‌شوند و سرنوشت خود را به فرجام زشت دیگران پیوند نمی‌زنند. و اینها از بهترین بندگان خدا و شیعیان امامان نور هستند كه در روایات فراوان مورد تمجید و ستایش قرار گرفته‌اند. اینان هم خود پاك زیستند و هم دیگران را به پاكی دعوت می‌كنند چون نیك می‌دانند كه می‌توان از راه ترویج خوبی‌ها و ساختن محیطی معطّر به عطر ایمان، ظهور امام خوبی‌ها را پیش انداخت و مقدمات قیام و حكومت او را فراهم كرد زیرا كه زمانی قیام علیه بدی‌ها ممكن است كه مصلح موعود یاورانی داشته باشد. و این تفكر نقطه مقابل ایدة باطلی است كه معتقدند جهت تعجیل ظهور باید فساد را رواج داد! به راستی آیا پذیرفته است كه اهل ایمان در برابر زشتی‌ها و بدی‌ها سكوت كنند تا فساد فراگیر شود و از این راه زمینه ظهور فراهم گردد؟ آیا ترویج خوبی‌ها و فضیلت‌ها نمی‌تواند ظهور امام خوبان را نزدیك كند؟
فریضه امر به معروف و نهی از منكر از تكالیف قطعی هر مسلمان است كه در هیچ زمان و مكانی قابل چشم پوشی نیست پس چگونه است كه به خاطر تعجیل ظهور بتوان مروّج ظلم و تباهی شد؟!
چنانكه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: 
«در پایان این امت (مسلمان) قومی خواهند بود كه مانند مسلمانان صدر اسلام اجر خواهند داشت آنها امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و با اهل فتنه (و فساد) می‌جنگند.»2
گذشته از این آنچه در روایات فراوان به آن تصریح شده است، پر شدن جهان از ظلم و ستم است و این به معنی ظالم شدن همه انسان‌ها نیست بلكه همچنان راه خدا، رهروان خود را خواهد داشت و عطر فضیلت‌ها در محیط‌های گوناگون به مشام خواهد رسید.
بنابراین، جهانِ پیش از ظهور اگرچه دوران تلخی است ولی به دوره شیرین ظهور پایان می‌گیرد و اگر چه روزگار فساد و ستمگری است امّا پاك بودن و دیگران را به خوبی‌ها دعوت كردن از وظایف حتمی منتظران است و در تعجیل فرج آل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) تأثیر مستقیم دارد.
این بخش را با سخنی از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به پایان می‌بریم كه فرمودند: 
«ما را از شیعیان باز نمی‌دارد مگر آنچه از كردارهای آنان كه به ما می‌رسد و ما را ناخوشایند است و از آنان روا نمی‌دانیم.»3

زمینه‌های ظهور و علائم آن

ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شرایط و نشانه هایی دارد كه از آنها به عنوان زمینه‌های ظهور و علائم آن یاد می‌شود تفاوت این دو آن است كه زمینه‌ها در تحقق ظهور تأثیر واقعی دارند به گونه‌ای كه با فراهم شدن آنها ظهور امام اتفاق می‌افتد و بدون آنها ظهور نخواهد بود. ولی علائم در وقوع ظهور نقشی ندارند بلكه تنها نشانه هایی هستند كه به وسیله آنها می‌توان به اصل ظهور و یا نزدیك شدن آن پی برد.
با توجه به تفاوت یاد شده به خوبی می‌توان دریافت كه زمینه‌ها و شرایط نسبت به علائم و نشانه‌ها از اهمیت بیشتری برخوردارند بنابراین لازم است كه بیش از آنكه به دنبال علائم باشیم به زمینه‌ها توجه كنیم و در حد توان خود در تحقق آنها بكوشیم. به همین جهت ما ابتدا زمینه‌ها و شرایط ظهور را توضیح می‌دهیم و در پایان به اختصار برخی از علائم ظهور را بر می‌شمریم.

پی نوشت ها:

1. كافى، ج 7، ص 28.
2. معجم احادیث الامام المهدى، ج 1، ص 49.
3. احتجاج، ج 2، ش 360، ص 602.

نگین آفرینش

امروز, 01:02 | ارسال شده توسط: jc313 | دسته : اخبارمهدویتنشانه های ظهورظهورمقالات ویژه14 معصوم


::
:: مرتبط با: امام زمان(عج) , آخرالزمان ,
:: برچسب‌ها: آستانه ظهور , امام زمان(عج) , ظهور ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : جمعه 13 تیر 1393
جمله‌ای که خداوند درباره توبه به داوود پیامبر(ع) گفت
(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام جعفر صادق علیه‏‌السلام فرمودند:
خداوند عز و جل به داود پیامبر علیه‌السلام وحى كرد: اى داود! هرگاه بنده مؤمن من گناهى كند و سپس از آن گناه برگردد و توبه نماید و به هنگام یاد كردن از آن گناه از من شرم كند او را بیامرزم و آن گناه را از یاد فرشتگان نگهبان اعمال ببرم و آن را به نیكى بدل كنم. و از این كار مرا باكى نیست كه من مهربانترین مهربانانم.

متن حدیث:

الإمامُ الصّادقُ علیه‌‏السلام:
أوحى اللّه‏ُ عز و جل إلى داودَ النَّبیِّ على نبیّنا وآلهِ وعلَیهِ السّلامُ : یا داودُ ، إنّ عَبدیَ المؤمنَ إذا أذْنَبَ ذَنبا ثُمّ رَجعَ وتابَ مِن ذلكَ الذَّنبِ واسْتَحیى مِنّی عندَ ذِكْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ ، وأنسَیْتُهُ الحَفَظَةَ وأبْدَلْتُهُ الحسَنَةَ ، ولا اُبالی وأنا أرْحَمُ الرّاحِمینَ.



::
:: برچسب‌ها: توبه , حضرت داوود ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : جمعه 13 تیر 1393
اینفوگرافی/ انحراف جنسی غرب
(بسم الله الرحمن الرحیم)
قاچاق دختران و زنان رابطه مستقیم با تجاوز جنسی در غرب دارد، به طوری که همین دختران در اختیار ثروتمندان و قدرتمندان غربی قرار می‌گیرند.
مسئله تجاوز به کودکان و زنان امروزه به یکی از بحران های کشورهای غربی مبتلا شده است. بر اساس گزارش آمار سازمان بین المللی که در سال گذشته اعلام شد،‌ مشخص شد از میان هر 100 زن جوان حدود 60 درصد تجربه حداقل یکبار تجاوز را دارند. که این آمار واقعا زنگ خطری برای جوامع غربی و به اصطلاح آزادیخواه است.

در اینفوگرافی ذیل جدیدترین آمار از انحراف جنسی در غرب آمده است: 

برای مشاهده اندازه اصلی روی تصویر کلیک کنید




::
:: برچسب‌ها: انحراف جنسی ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : چهارشنبه 11 تیر 1393
کاریکاتور/سیر خودنمایی در فضای مجازی!
(بسم الله الرحمن الرحیم)

فیس بوک




::
:: برچسب‌ها: فضای مجازی , فیسبووک ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : چهارشنبه 11 تیر 1393
روزه‌های واجب و حرام از دیدگاه اسلام
(بسم الله الرحمن الرحیم)
روزه قضا؛ روزه‌هایى را که به دلیل مسافرت یا بیمارى و یا مانند آن در ماه رمضان ترک شده باید قضا کرد.
روزه بر طبق احکام شرعی دین مبین اسلام به واجب، حرام، مستحب و مکروه تقسیم می شود که روزه‏ عید فطر و عید قربان، روزه‏ ایّام تشریق، روزه‏ یوم الشک به قصد رمضان، روزه‏ صمت، روزه وصال، روزه غیر واجب برای فرزند در صورت نارضایتی والدین از روزه های حرام به شمار می رود.
 
روزه‌ هاى واجب عبارت است از:
 
روزه ماه رمضان؛ در هر سال واجب است همه افراد مکلف ماه مبارک را به شرحى که در کتاب هاى فقهى بیان شده، روزه بگیرند.
 
روزه کفاره؛ در مواردى، براى انسان واجب مى شود که به عنوان کفاره، به مدت دو ماه و یا کمتر، روزه بگیرد؛ مانند کفاره قتل، کفاره ابطال روزه ماه رمضان و کفاره نذر.
 
روزه قضا؛ روزه‌هایى را که به دلیل مسافرت یا بیمارى و یا مانند آن در ماه رمضان ترک شده باید قضا کرد.
 
روزه بدل از قربانى؛ اگر حاجى در منا بر قربانى قدرت نداشته باشد، باید ده روز (سه روز در سفر حج و هفت روز پس از مراجعت از آن) روزه بگیرد.
 
روزه روز سوم اعتکاف
 
قضاى روزه پدر که بر پسر بزرگتر واجب است.
 
روزه نذر و امثال آن.
 
روزه‏‌هاى حرام عبارت اند از:  
 
«اول» روزه‏ عید فطر و عید قربان
 
«دوم» روزه‏ ایّام تشریق و آن یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذى الحجه است براى کسى که در مِنا باشد چه براى اعمال حج چه غیر آن بنا بر اقوى.
 
«سوم» روزه‏ یوم الشک به قصد رمضان و [اما] به نیّت آخر شعبان مانعى ندارد.
 
«چهارم» روزه‏ وفاء نذر معصیت؛ مثل آن که نذر کرده باشد که اگر متمکن شود از فلان حرام یا ترک فلان واجب، روزه بگیرد. یا به قصد شکر براى آن که فلان معصیت را مرتکب شده روزه بگیرد که حرام است به خلاف آن که روزه بگیرد به شکرانه‏ آن که ممنوع از فلان معصیت شود که مانعى ندارد.
 
«پنجم» روزه‏ صمت که نیّت کند امساک از تکلّم را در تمام روز یا آن که نیّت کند امساک از مفطرات و امساک از تکلّم را با هم به خلاف آن که امساک کند از کلام بدون آن که جزء نیّت نماید هر چند بنا گذارد بر سکوت در روزه بدون آن که امساک از آن را در نیّت داخل کند.
 
«ششم» روزه‏ وصال و آن امساک از مفطرات یک روز و یک شب تا سحر یا امساک دو روز و یک شب متّصل با قصد آن که امساک شب هم، جزء روزه باشد. بلى، اگر بدون قصد امساک، شب افطار را تأخیر بیندازد تا سحر مانعى ندارد هر چند خلاف احتیاط است.
 
«هفتم» روزه‏ غیر واجب براى زن اگر مزاحم حق زوج باشد و احوط ترک آن است بدون اذن زوج هر چند مزاحم حق او نباشد، بلکه با نهى او احتیاط به ترک، ترک نشود.
 
«هشتم» روزه‏ غیر واجب براى مملوک اگر مزاحم حق مولى باشد و احوط ترک آن است بدون اذن مولى هر چند مزاحم حق او نباشد بلکه با نهى او احتیاط ترک نشود.
 
«نهم» روزه‏ غیر واجب براى فرزند در صورتى که موجب اذیت والدین باشد.
 
«دهم» روزه‏ مریض و روزه‏ کسى که مضرّ به او باشد.
 
«یازدهم» روزه‏ مسافر مگر در صورى که استثناء شده است.
 
«دوازدهم» روزه‏ تمام عمر حتى عیدین بنا بر آن چه در خبر وارد است و الّا محتمل است که حرمت آن به سبب اشتمال بر روزه‏ عیدین باشد و بنا بر این گزینۀ مستقلی نیست.
 
 روزه‏‌هاى مکروه‏
 
روزه‏‌هاى مکروه به این شرح اند:
 
«اول» روزه‏ روز عاشورا. «دوم» روزه‏ روز عرفه براى کسى که بترسد که روزه، باعث ضعف او شود از دعایى که افضل از روزه است و هم چنین مکروه است روزه‏ آن اگر شک در هلال ذى حجه داشته باشد که مبادا در واقع آن روز عید قربان باشد. «سوم» روزه‏ میهمان بدون اذن میزبان، بلکه با نهى او احوط ترک است بلکه بدون اذن نیز احوط ترک است. «چهارم» روزه‏ فرزند بدون اذن پدر بلکه احوط ترک آن است خصوصاً با نهى او بلکه اگر روزه باعث اذیت پدر باشد حرام است و ظاهر آن است که روزه‏ پسرِ پسر نیز به حکم روزه‏ پسر است. و بهتر مراعات اذن مادر است و اگر باعث اذیت او باشد حرام است.
 
استحباب روزه در روز دوشنبه و پنج شنبه
 
در روایات بسیاری آمده است که آخرِ روز دوشنبه و پنج شنبه، اعمال انسان بر پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) عرضه می‏ گردد؛ لذا مناسب است که لحظه‏ های آخر این دو روز، به حساب رسی کارها سپری گردد و توأم با استغفار باشد. سیره پیامبر (ص) این بود که روزهای دوشنبه و پنج شنبه روزه می‏ گرفت. به آن حضرت گفته شد این کار براى چیست؟ فرمود: زیرا اعمال در روز دوشنبه و پنجشنبه به آسمان بالا می ‏رود و دوست دارم که عمل من در حالى که روزه‏ دار باشم بالا رود.


::
:: برچسب‌ها: روزه , روزه حرام , روزه واجب , رمضان ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : چهارشنبه 11 تیر 1393
حمله داعش به کربلا / اولین اقدام ارتش عراق در موصل ناکام ماند
گروه داعش، که کنترل موصل را در دست گرفته تلاش می‌کند تا با راه اندازی جنگ داخلی در عراق اوضاع منطقه را بحرانی کند. در آخرین تحولات تلاش داعش برای حمله به کربلا ناکام ماند.

به گزارش الف به نقل از رسانه‌های عراقی، عناصر گروه تروریستی موسوم به «دولت اسلامی عراق و شام»(داعش) پس از ناکامی‌ چند روز پیش در اشغال شهر سامرا، به شهر موصل در استان نینوا هجوم بردند و امروز موفق شدند، استانداری، فرودگاه و چند بخش مهم دیگر در نیمه شرقی این شهر را تصرف کنند.

الجزیره عراق نیز به نقل از اثیل النجیفی، استاندار موصل خبر داده که بخش اعظم موصل در اختیار تروریست‌های داعش است. منابع خبری می‌گویند که فرودگاه و استانداری موصل تحت کنترل داعش است و این گروه سعی دارد تا به سمت سایر شهرهای عراق پیشروی کند. این گروه در هفته گذشته نیز به شهر سامرا حمله کرد که با واکنش ارتش عراق از این شهر خارج شد.

در همین حال اتحادیه عرب از دولت عراق حمایت کرد و نیروهای امنیتی سلیمانیه در عراق به حالت آماده باش در آمدند تا مانع از پیشروی گروه داعش به مناطق کرد نشین شمال عراق شوند. همچنین منابع امنیتی در عراق اعلام کردند که حمله این گروه به کربلا ناکام ماند.

فرار ۱۴۰۰ زندانی از زندانهای موصل
در پی سیطره داعش بر شهر موصل،۱۴۰۰ نفر از زندانیان زندان‌های «بادوش»، «تسفیرات» و «مبارزه با تروریسم» در این شهر موفق به فرار شدند. این اقدام پس از حمله داعش به این دو زندان بود. اما نیروهای امنیتی عراق در حال تلاش برای بازپس‌گیری این دو زندان از دست داعش هستند.

حمله داعش به کردستان عراق و کیفیت واکنش رهبران کرد علیه تروریست‌ها
در پی حمله گروه تروریستی «داعش» به شهر موصل، سخنگوی نیروی نظامی منطقه کردستان عراق موسوم به «پیشمرگه» از آمادگی این نیروهای برای مقابله با داعش خبر داد.

آوارگی ساکنان موصل
ساکنان شهر موصل در پس سیطره داعش بر این شهر آواره شده‌اند و از بیم جانشان در حال فرار از شهر هستند.

هزاران شهروند از ساکنان موصل به سوی دو استان «اربیل» و «دهوک» در کردستان عراق فرار کرده‌اند و برخی از آنها از شب گذشته محل زندگیشان را ترک کرده‌اند.


معاون وزیر خارجه آمریکا امروز به عراق می‌رود

«عراق پرس» نوشت: «مری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اظهار داشت که امروز سه‌شنبه «بریت مک گورک» معاون وزیر خارجه این کشور به عراق سفر خواهد کرد تا با مقامات کردستان عراق درباره ازسرگیری روابط اربیل- بغداد گفت‌وگو کند.

مری هارف گفت که مک‌گورک به محض ورود به عراق اوضاع سیاسی و امنیتی این کشور را با مقامات این کشور بررسی خواهد کرد و با طیف‌های سیاسی مختلف عراق برای حل بحران موصل و تشدید حملات تروریستی در عراق گفت‌وگو خواهد کرد. در این گزارش هیچ اشاره‌ای به طرف هایی که قرار است معاون وزیر خارجه آمریکا با آنها دیدار کند نشده است.

استاندار نینوا نگریخته است
برخی منابع رسانه‌ای از فرار «اثیل النجیفی» استاندار نینوا خبر دادند و اعلام کردند که وی به اربیل رفته است. او برادر «اسامة النجیفی» رئیس پارلمان عراق است که امروز طی بیانیه‌ای از مردم موصل خواسته بود از شهر خود دفاع کنند. اما لحظاتی پیش این خبر تکذیب و اعلام شد که وی در داخل نینواست و به دنبال یافتن راهکاری برای مهار بحران این استان است.

رئیس پارلمان عراق: بالگردهای نظامی فرودگاه شرقاط به دست تروریست‌ها افتاده است
«اسامة النجیفی» رئیس پارلمان عراق و برادر «اثیل النجیفی» استاندار نینوا در نشستی خبری اعلام کرد که سران سیاسی عراق به زودی نشستی فوق‌العاده درباره اوضاع امنیتی کشور در پی سقوط استان نینوا برگزار خواهند کرد. وی در ادامه گفت که بغداد برای بازپس‌گیری موصل از دست تروریست‌ها باید به نینوا نیرو اعزام کند.

نجیفی اظهار داشت که تروریست‌های مسلح بر فروگاه نظامی «الشرقاط» در صلاح‌الدین نیز سیطره یافته‌اند که در آن بالگردهای نظامی وجود دارد. رئیس پارلمان عراق در ادامه خواستار تحقیق فوری درباره دلیل عقب‌نشینی فرماندهان امنیتی و اعزام فرماندهانی بالیاقت و شایسته به استان نینوا شد.

واکنش مالکی به پیشروی‌های داعش در مناطق کردنشین
«مالکی» نخست‌وزیر عراق خواستار اعلام حالت فوق‌العاده در عراق از سوی پارلمان این کشور و بازسازی ساختار ارتش شد. وی همچنین از سازمان ملل، اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب خواست تا به عراق برای مبارزه با تروریسم کمک کنند. 

ساعاتی بعد ارتش عراق عملیات نظامی خود را برای آزادی موصل آغاز کرد . اما خبرگزاری آناتولی خبر داد که این اقدام ارتش ناکام ماند. همزمان در کرکوک اعلام حکومت نظامی شد و عشایر برای مقابله با داعش در نینوا تجمع کردند.

خبرگزاری سی‌ان‌ان ترک اعلام کرد که ۲۸ راننده ترک‌تبار در موصول به گروگان گروه داعش درآمده‌اند. پیشتر گزارش شده بود که ۲۸راننده خودروهای انتقال سوخت ترکیه که از بندر «اسکندرون» به نیروگاه برق موصل گازوئیل انتقال می‌دادند به وسیله گروهک تروریستی داعش به گروگان گرفته شده‌اند. 

نیروهای پیشمرگه در کرکوک به کمک دولت بغداد می‌روند
گروه‌هایی از نیروهای پیشمرگه کرد از منطقه الحویجه در کرکوک با هماهنگی با دولت عراق برای مقابله با تروریست‌ها وارد عمل خواهند شد.

عناصر گروه تروریستی موسوم به «دولت اسلامی عراق و شام»(داعش) پس از ناکامی‌ چند روز پیش در اشغال شهر سامرا، به شهر موصل در استان نینوا هجوم بردند و امروز موفق شدند، استانداری، فرودگاه و چند بخش مهم دیگر در نیمه شرقی این شهر را تصرف کنند.

رئیس پلیس «صلاح الدین» برکنار شد
در آخرین تحولات رئیس پلیس «صلاح‌الدین» در پی قشون‌کشی داعش به این استان برکنار شد.

وزارت دفاع عراق: نیروهای مسلح در پادگان «التاجی» برای جنگ با داعش تجمع کنند
پادگان التاجی در استان صلاح الدین، به عنوان مرکز تجمع نیروهای ارتش عراق برای حمله به موصل و بازپس‌گیری این شهر از دست گروه داعش، اعلام شد

::
:: برچسب‌ها: داعش ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393
توافق قطر و عربستان برای حمایت از جبهه النصره و قربانی کردن داعش!



::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: داعش ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393
تصاویر جنایات داعش در سامرا +18
(بسم الله الرحمن الرحیم)

عناصر گروه تروریستی موسوم به «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) با انتشار تصاویری در فضای مجازی هجوم خود به سامراء را به تصویر کشیدند.

 

عناصر گروه تروریستی موسوم به «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) پس از ناکامی‌ چند روز پیش در اشغال شهر سامرا، به شهر موصل در استان نینوا هجوم بردند و امروز موفق شدند، استانداری، فرودگاه و چند بخش مهم دیگر در نیمه شرقی این شهر را تصرف کنند.

اکنون این گروه تروریستی با انتشار تصاویری در فضای مجازی هجوم خود به سامراء و کشتن مردم و نظامیان این شهر را به تصویر کشیده‌ است. ضمن عذرخواهی از مخاطبین گرامی بابت انتشار این تصاویر اهانت‌بار، یادآوری می‌شود که بعضی از تصاویر مزبور دارای صحنه‌های دل‌خراش هستند:

 

 

 



 

 

 








 


  • فارس


::
:: مرتبط با: دشمن شناسی ,
:: برچسب‌ها: داعش ,
نویسنده : عبدالله محسنی فر
تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393